گفتوگو با دانشجوی فاتح قلهی دماوند:
عضو فعال سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی علوم پزشکی شهیدبهشتی به قلهی دماوند صعود کرد
قلهی دماوند بلندترین قلهی ایران و نماد هویت ایرانیست. بسیاری از کوهنوردان ایران و جهان علاقهمندند به قلهی این کوه صعود کنند. خبردار شدیم یکی از دانشجویان عضو سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی علوم پزشکی شهیدبهشتی موفق به صعود قلهی دماوند شده است. آرین مرادی دانشجوی رشتهی تغذیهی دانشگاهمان است که توانسته امسال به آن دیو سپید پای دربند قلهی دماوند صعود کند. در زیر گفت وگوی گزارشگر معاونت فرهنگی این واحد جهاد دانشگاهی را با وی میخوانید:
• انگیزهتان برای این صعود سخت چه بود؟ چه حس و حالی داشتید وقتی به قله دماوند رسیدید؟
وقتی 4یا 5ساله بودم، پدرم من را همراه خود به کوه میبرد و از بچگی به کوهنوردی علاقه داشتم. وقتی وارد دانشگاه شدم و دیدم چند دوستام به قله دماوند رفتهاند و توصیفهای آنان را درمورد صعود به قله شنیدم، بسیار مشتاق شدم که حس و حالاش را تجربه کنم. وقتی بلندترین قله ایران را فتح میکنی، حس و حال رسیدن به آن اوج بهراستی بینظیر و وصفناشدنیست. باید تجربه بشود تا حسام را دریابید. وقتی به قله رسیدم، سایه دماوند را دیدم که مثلثی شکل روی مرتع خیلی وسیعی افتاده بود. دیدن این صحنه بینظیر بود. وقتی کنار تابلوی قلهی دماوند عکس میگرفتم، بسیار حس و حال خوبی بود.
• سختترین بخش صعود برای شما کجا بود؟
هر بخش از این مسیر سختی خاص خودش را داشت. از کم کردن در بارگاه سوم و طولانی بودن مسیر و ارتفاع زیاد اینها به کنار، سختترین بخش صعود 50 یا 100متر آخر بود. چون بعد از چند ساعت وقتی از ساعت 3شب شروع کردیم، وقتی نزدیک قله رسیدیم گاز گوگرد شروع میشود. نزدیک دهانه آتشفشان زمین به زردی میزند، که اگر خوششانس باشیم، بادی که میوزد، به سمت صعودکنندگان نباشد..وقتی داشتم صعود میکردم، وقتی گاز به سمت من میآمد، نفس کشیدن برایم سخت میشد و باید تندتر گام برمیداشتم. حس میکردم به افت قند خون و فشار خون دچار شدهام. این بخش سختترین جای سفر به قلهی دماوند بود. بخش سخت دیگر، برگشت از قله بود چون فشار عضلانی بیشتر میشود و این طاقتفرساست.
• چه پیامی برای بقیه دانشجوها دارید که صعود به دماوند برایشان دشوار است؟
صعود به دماوند کار سختی نیست. با یکی دو ماه تمرین میتوان به قله رسید و صعود کرد. فقط انگیزه مهم است. من خودم با آمادگی جسمانی نسبی که داشتم یکماه تمرین کردم. بسیار شنا کردم و پیش از صعود به قله دماوند، چهار قلهی دیگر رفتم. 3 قلهی 4هزار متری و یک پیمایش جنگلی طولانی داشتم. با یکی دو ماه تمرین میتوان صعود کرد. مهمترین نکته صعود به قله دماوند، داشتن همنوردهای درست هست که صمیمیت و همدلی آنها بیش از میل به صعود قله باشد. خدا را شکر با 5 یا 6 دوستام برای صعود رفتم، که بینظیر بود و در کنار صعود خیلی درسها و نکتهها آموختم.
در آخر تشکر میکنم از پدرم که من را به ورزش و طبیعتگردی علاقهمند کرد و بعد دوستانم که با تجربههاشان به من خیلی کمک کردند.
در مورد تأثیری که صعود برای من داشت، از لحظهای که پا به بالای قله میرسد، حس عجیب و غریبی آمیختهی خوشحالی و اعتماد به نفس را تجربه میکنید.
من بهشخصه این حس را پیشتر در زندگی تجربه نکرده بودم. واقعاً حس خاصی بود. دماوند انسان را به خودش عادت میدهد. دوست دارم دوباره به قله دماوند بروم و تصمیم دارم تابستان سال آینده این کار را انجام بدهم.
از سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی علوم پزشکی شهید بهشتی تشکر میکنم بابت پیگیریشون و هماهنگی سریعی که قبل از صعود شکل دادن. به نظرم این سازمان نقش بسزایی در به حرکت واداشتن فضای دانشجویی داره و با کمک اعضای خودش میتونه اثر همافزایی بین دانشجوها و فعالیتهاشون ایجاد کنه.


نظر شما :